بازگشت به روال عادی

سلام 

 

بعد از یه غیبت طولانی برگشتم. دلم واسه همه تون تنگ شده بود. اما امان از ک..ن گشادی. والله دروغم چیه. راستش رو بخواین ته تمام مشکلات بشر یه جورایی به همین گشادی ک..ن برمیگرده. درباره من که اینطوره ....مثلا دو بار اخطاریه اومد دم در که یه مشکلی در رابطه با برق خونه هستش و باید برم اداره برق. هی این هفته اون هفته کردم تا اینکه هم خونه ای جدید زنگ زد که خودباخته برق خونه رو قطع کردن.... تا شب کوچه های شهر رو متر کردم تا مشکلی که می تونست عرض یه ساعت حل بشه تبدیل به مشکلی بشه که سه بار برم اداره برق. نه خوب یه مثال دیگه می خواین , بفرمایین : همین هشت سال پیش اگه به جای فرار کردن از خونه خواهر به سمت خدمت مقدس شوهریابی نمی رفتم هاا.... اون وقت الان شما داشتین وبلاگ خودیافته رو می خوندین نه خودباخته.... یعنی از همون اولش گشاد بوده دیگه .... خوب من هم دیگه این حقیقت تلخ گشادی رو پذیرفتم ....

راستی هم خونه ای جدید گرفتم . اون قبلی رو به حول و قوه الهی فرستادم خونه بخت تا بره و یه خونواده رو آباد کنه ... (گرفتین نکته رو ؟ خوب خانمها که گرفتن مسلما . آقایون هم یه تکون به مغزشون بدن میگیرن .)

تو این مدت که نبودم سرم گرم بود به عروسی هم خونه ای سابق , دعوت از دوستم نسرین که با دختراش اومدن اینجا , شروع ترم جدید و برادر و خواهرم که اومده بودن اینجا ور دل خواهرشون . البته مدیونین اگه فکر کنین که در تمام این مراسم ها استراحت کرده باشم. به خدا عین چی واسه همه شون مایه گذاشتم . نسرینم که اومد دیگه دنیا رو به من داد آخه شبها دختر کوچیکه (تازه داره میره تو سه سال) میومد و پیشم می خوابید. هورمونهای مامان شدنم دیگه اجازه نمیدادن که بخوابم. ختی یه شب از شدت مامان بودن گریه ام گرفتش . هی دماغم رو کشیدم. بیچاره بچه صبح به مامانش گفتش "مامان خاله سرما خورده و احتمالا تب میکنه. بیا بهش شیاف بزن....تعجب"  خوب همصحبتی با دختر دکتر محمد خدابیامرز این نکات رو هم داره دیگه.....

خوب از هرچه بگذریم سخن غذا خوشتر است. دیروز خونه نازنینم رو تمیز کزدم و بعد خودم رو دعوت کردم به شوید پلو با مرغ و بعدش هم عصری یه سالاد میوه . عکسش رو هم میذارم واسه تون. این سالاد میوه خیلی خوشمزه هستش و اختراع خودمه. فقط کافیه یه تکون به ....( اااااااای بابا منظورم دستاتونه چشمک ) بدین و ازین سالاد جنت مکان لذت ببرین. 

مواد لازم واسه سالاد میوه : 

سیب به ,انار یا نارنگی یا هر دو خیار هم اگه داشتین آویشن .

سیب و به رو خرد کنین. نصف انار رو دون کنین بریزین رو سیب و به. نصف نارنگی رو هم خرد کنین. بعد اون نصف دیگه انار رو با نصف نارنگی له کنین. (فرض کنین مادرشوهر محترمتون رو دارین له میکنین اینجوری سرعت کارتون سرسام آور میشه) . اینها رو هم به مواد قبلی اضافه کنین. بعد هم نمک و آویشن بزنین بهش. یه نیم ساعت که موند شروع کنین به خوردن. 

 

این هم غذای دست پخت خودباخته . همش رو با پیاز خوردم .

 

پی نوشت : سرو باهوش برای همیشه من رو ترک کردش. فقط بگم که خیلی تلخ ازم جدا شد. (علت جداییمون رو اگه یه روزی فهمیدم خودم بهتون میگم) .... واسه همین هم کلا دمغ تشریف دارم. 

 

 

/ 4 نظر / 15 بازدید
بیتا

چی بگم بتو دختر؟نمیگی من دلتنگت میشم؟خوب توکه همش مهمونداری کردی حالا منم دعوت میکنی؟ یه استراحتی بکن بعدمنو دعوت کن[ماچ]

صحرا

سلام.از خواننده های جدید هستم .قلمتو دوست دارم.خواهر بیتا هم هستم.موفق باشی

دلربا

وای عزیزم نسرین اومده بوده بود پیشت..چشمت روشن.امیدوارم به همه تون خوش گذشته باشه..اخرش همخونه کارخودشوکرد وبا همون ازدواج کرد؟مبارکه .همیشه به شادی..سالاد میوه وغذات اشتهامو قلقلک داد /نوش جان وبوس برای دوست خوبم

دلربا

درمورد پی نوشت..متاسفم برای سرو بی هوش.چه گلی را ازدست داد...برای جدایی همیشه جماعت ذکور بهانه های مختلفی دارن..فدای دل مهربونت ..الهی حال روحیت بهتر شده باشه..میگذره دوست من هرچند به تلخی وسخت..