خوشحالی

دختر خواهرم دو سال پیش رفته بود از طرف مدرسه شون مشهد و از اونجا واسم یه گردنبند آورده بودش . یه سنگ بود که اسمم رو روش حک کرده بودن. بعد هم یه آویز بهش نصب کرده بودن و شده بودش گردنبند.

سرو باهوش که میخواست بره از پیشم اون گردنبند عزیزم رو بهش داده بودم که هر وقت رفتم پیشش دوباره بندازتش گردنم. تا اینکه زد و امسال تابستون همه چیز به هم خورد. یه هفته آشتی کردیم اما باز هم جدا شدیم. سه هفته  پیش بود که دلم لک زد واسه خواهرزاده ام . پا شدم گردنبند رو پیدا کنم و بندازم گردنم که یادم افتاد ای دل غافل ... هر کاری میکردم دستم به ایمیل زدن نمی رفتش . آخه سرو باهوش با من قهر بود و عقلا درست نبود که من بهش ایمیل بزنم . اما دیگه نشد و ایمیل زدم . بهش گفتم که اگه اون گردنبند رو لازم نداره برام بفرستدش چون خیلی واسم عزیزه... ایمیل زدن همان و  سر صحبت باز شدن همان . چقدر دلمون واسه همدیگه تنگ شده بود... خلاصه کلی ایمیل ریپلای زده شد تا اینکه سرو باهوش گفتش که میشه باز تو   اسکایپ صحبت کنیم؟ اون شب تا ساعت سه نصف شب حرف زدیم و کلی ازینکه اشتباه کردیم از همدیگه معذرتخواهی کردیم. 

دو روز بعدش یه ایمیل گرفتم مبنی بر اینکه بلیط هواپیمایی به مقصد شهر اقامتم خریداری شده از طرف سرو باهوش. خیلی خوشحال شدم و تو پوست خودم نمی گنجیدم. تا اینکه اومد و با خودش هدیه ای رو آورد که امیدوارم همه شما یه روزی از دست کسی که خیلی دوستش دارین بگیرین . 

منتظریم که اخوی بنده از خر شیطون بیان پایین و اجازه بدن که مامان سرو باهوش زنگ بزنن واسه امر خیررررر....   نیشخند

/ 9 نظر / 8 بازدید
مهدیس

وااااااااااااااای مبارکه عزیزم خیلی خوشگله.انشالله پای هم پیر بشین. اخوی چرا راضی نیست؟

مهدیس

خودباخته جان آقا داماد دو مرتبه خوش سلیقه گیشون رو ثابت کردن بار اول با انتخاب تو و بار دوم با خریدن این انگشتر واقعأ زیبا. خیلی چیز شیکی برات خریده دمش گرم.انشالله مبارک باشه و همیشه شاد باشی عزیزم[ماچ]

دلربا

واییییییییییییی .نهههههههههههههه...باورنمیکنم...هنوز از روزی که گفتی بیدلیل رفت دلم گرفته بود که اینو دیدم....خوشحالممممممممم ..خداراشکررررررررر.....عزیزم انشالله همه چی خوب پیش بره...بوسسسسسس..

آلما

عزیزم مبارک باشه

یلدا

مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارکه!!!! باشه بخشیدم بابت غیبت طولانیت!!!!! اکشال نداره، سرت گرم بوده!!!!!![قلب]

شهره

سلام من یکی دوماهی میشه وبلاگت رو میخونم نشد که برات نظر بذارم ولی با این خبر خوش، دیگه تنبلی رو باید بزارم کنار دوستم خیلی خیلی خیلی برات خوشحالم همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه برات آرزوی سعادت و خوشبختی دارم دنیا دنیا

بید مجنون

عزیزم... نازنینم... نمیشناسمت ولی برات خوشحالم... ایشالا خوشبخت باشی بانو.

ماهی‌

اولین بار هست که وبلاگ باز کردم، همینجوری بالا پایین کردم بدون که چیزی خونده باشم، تا این انگشتر دیدم، واقعا بهت تبریک میگم من هم خیلی‌ منتظر انگشتر مورد نظر هستم، ان‌شاالله همیشه شاد باشی‌

عادله

[گل][دست]