دروغ

یکی از دوستانم بهم می گفت که متولدین شهریور اصلا دروغ بهشون نیومده. شده حکایت این روزهای من. اینهمه خودم رو کشتم که کسی نفهمه می خوام برم پیش عشقم تو فرنگستان. اما آدرس خونه هم سرراست نبود. واسه همین به سرو باهوش (عشقم) گفتم نامه رو بفرست به منشی دانشکده. آون هم دعوت نامه رو ورداشته فرستاده به اسم منشی دانشکده بدون اینکه اسم منو رو پاکت بنویسه. منشی هم بازش کرده برده گذاشته دعوت نامه رو رو میز سوپروایزر بنده. دیروز استادم زنگ زده که بیا واست دعوتنامه اومده. ای خدا................................... آخه عزیز من . باهوش. تویی که این مملکت به رفتن تو میگه فرار مغزززززز...ززززز بابا آخه اسم من رو هم رو اون پاکت می نوشتی خوب..........  این منشی اصلا هیچ چی نفهمیده از موضوع نامه و راه براه افتاده از همه پرسیده تا رسیده به استاد من. حالا اونهمه دروغی که بافتم رو چه جوری درستش کنم آخه..ههههههه. حالا اصلا من شهریوری . آخه این درسته نه درستهههههههههه؟ حالا پس فردا برم پیش استاد بلکه فرجی شد....

/ 1 نظر / 6 بازدید