تاوان

هر روز صبح که از خواب پا میشم لعنت میفرستم به اون پنج سالی که با اون انگل زندگی کردم... لعنت میفرستم به لحظه ای که واسه اولین بار دیدمش... لعنت میفرستم به خودم که جرات نه گفتن نداشتم .... لعنت میفرستم به ترسو بودن خودم و لعنت میفرستم به تو... تویی که اومدی و گولم زدی... تویی که بوی پول نداشته من به دماغت خورده بود...  تویی که ماشین و خونه اعضای خونواده و وضعیت منو دیدی و گفتی چی ازین بهتر... تویی که دستات رو بهم سابیدی و گفتی یه دختر ضعیف و یتیم تو یه خونواده مثلا آبرودار... تویی که با خواهرم دست به یکی کردین و ریدین تو اعصاب من... تویی که من بوی تریاک و زهرمارت رو بوی مشروبت رو تحمل کردم و دم نزدم... تویی که از آبروداری من سواستفاده کردی... تویی که به من تهمت میزدی... تویی که در تمام اون سالها نشستی تو خونه پدری من و فحش دادی به پدر و مادرم... تویی که دست روم بلند کردی به جرم اینکه چرا ساکت هستم... تویی که منو میفرستادی برات متادون بگیرم... تویی که بویی از آدمیت نبرده بودی... تویی که شب میرفتی و صبح میومدی.... تویی که چرت زدی پشت فرمون و میگفتم آروم برو میگفتی تند میرم که از ترس بمیری و رفتی زدی به کوه...تویی که مردی... امیدوارم که اون خاک سیاه هم ازت نگذره چون من ازت نمیگذرم هرچند پارسال گفتم گذشتم اما به خدا نمیگذرم.... 

/ 2 نظر / 14 بازدید
عادله

متاسفم ..... حق داري به خدا .... حق داري ... چي ميتونم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امیر

سلام خیلی ناراحت شدم فقط میتونم بگم به خدا ایمان داشته باش و قوی باش