بعد از امتحان

خوب من رفتم و به حول و قوه الهی امتحانم رو افتادم و برگشتم. البته نمیشه گفت که همه چیزهایی که خوندم بیخود و بیجهت بودن اما دیگه کاریش نمیشه کرد و باید دوباره از اول شروع کنم. اولش که امتحان رو دادم خیلی خیلی ناراحت بودم اما بعدش دیگه گفتم خوب که چی حالا؟ از دیوار کسی که بالا نرفتم یه امتحان خراب کردم که اون هم فدای سرم. رفتم ایران و خانواده‌ام رو دیدم و کلی خوش گذشت بهم. البته کلی دکتر هم رفتم چون عصب پام مشکل پیدا کرده بودش و دکترها میخواستن مطمئن بشن که ام اس ندارم که خدا رو شکر نداشتم. رفتم و تقریبا به همه پیر و پاتالهای فامیلمون هم سر زدم که الهی من فدای مهربونیشون بشم. از لحظه ای که می رفتم خونه هر کدومشون گریه میکردن تا بیام بیرون از خونه شون. از همه بیشتر هم گریه داییم دلم رو سوزوند. 

خلاصه الان اومدم کتابخونه دوباره. ضمنا بعنوان یه تغییر میخوام دیگه اسمم رو تغییر بدم. دیگه وقتش شده. دوستان عزیزم که شما باشین برام پیشنهاد اسم خودساخته و خودیافته رو داده بودین. خوب فعلا اسم خودیافته رو داشته باشیم چون تا خودساختگی هنوز خیلی راه هستش.

شاد باشین. 

 

 

/ 2 نظر / 28 بازدید
سایه

سلام خوش گلدین و خوش گدین[نیشخند] ایشالاه همیشه خوش بگذره خودیافته جون هی میومدم و سر میزدم میدیدم هیچی نیست برمیگشتم خوشحال شدم پست جدیدی ازت دیدم[ماچ] ایشالاه همیشه موفق باشی و سلامت

دلربا

سلام کتی جونم ..اسم جدیدت مبارکککککککک..خوشحالم برای تحول روحی تو....خوشحاللللللللم ..برات بهترینها را ارزو میکنم